سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 17 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

عاشورا و تاسوعا 1393

1393/8/20 10:37
نویسنده : B.M
236 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسری خوشگل ما امسال توی مراسم عزاداری سید و سالار و شهیدان شرکت کرد و چند شبی رو با بابا رضا رفتیم هیأت اول با مامان می یومد توی قسمت زنانه ولی برق ها رو خاموش می کردن حاج محمد طه دوست داشت بره پیشه باباش و مردونه سینه بزنه محبت و دو روزی رو هم با مامان زهره اینا رفتیم هیأت و چون باباجی پاش شکسته بود و نمی تونست توی مراسم عزاداری شرکت کنه یک شب هم با هم رفتیم سجادیه، عاشورا و تاسوعا هم که آمل بودیم و آنجا رفتیم مسجد البته نذر شیر محمد طه که هم آمل بود هم تهران انجام دادیم راستی عشق مامان علی اصغر هم بود. ولی بر خلاف پارسال اصلاً نمی ذاشت لباسش رو تنش کنم با هزار تا مکافات تنش کردیم ولی بازم نذاشت سربندش رو بذارم
یکی از چیزهایی هم که امسال خیلی بهش علاقه مند بود الم بود که دوست داشت بهش دست بزنه و هرجا الم می دید بابایی محترم باید لطف می کرد از ماشین پیاده می شد و محمد طه رو می برد تا به الم دست بزنه..تعجب
یه مطلب جالب و خنده دار دیگه این هست که ما پارسال واسه جیگر طلا تبل و زنجیر خریدیم ولی پارسال زیاد متوجه این چیزا نبود و کوچک بود و عقلش زیاد نمی رسید و امسال تازه متوجه شده که باید چه جوری ازش استفاده کنه وقتی توی راه هیأت بودیم و یک دسته ای اومد که زنجیر می زدند و می گفتن حسین جان آقای گل پسری فکر کرده اسم اون زنجیر حسین جان هستقه قهه فردا کلی گریه می کرد که مامان من حسین جانم رو می خوام حالا مامان محترم اصلاً متوجه نمی شه که آقا پسری چی می گه بعد با کلی مکافات متوجه شدم که عشق مامان منظورش زنجیر بوده و جالب تر اینکه پسره ما نمی تونه بگه تبل و به اشتباه می گه تنبل خندهو یه روز که من خونه بودم می گفت مامانی تنبلم رو بیار می خوام بزنم و از 8 شب شروع می کرد به تبل زدن تا 12 شب

این قیافه من بود تشویق
این قیافه بابایی بودشاکی
و این هم قیافه شماخندونک

محمد طه مشغول دیدن دسته

علی اصغر کوچولوی ما در مسجد امام محمد باقر در آمل

حیاط مسجد امام محمد باقر
بارون شدیدی می یومد ولی عاشق این بود که توی حیاط باشه

عشقم داره همراه عمو مجتبی آشپزخونه و غذای نذری رو بازدید می کنه

 

 

پسندها (1)

نظرات (1)

amo
16 آذر 93 1:41
big like only for you